محمد تقي جعفري

186

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

نتيجهء اين مشاهدات كه نمونهاى از ده ها مشكلات ديگر است اين است كه اكثريت فى نفسه داراى ارزش ودليل واقع يا بى نيست ، بلكه بايستى شخصيت افراد ودلايلى را در نظر داشت كه اكثريت را به وجود مىآورند . تفسير ابيات شخصى در حال گريز واضطراب و با روى زرد و لب كبود و رنگ پريده به خانهاى وارد شد . صاحب خانه گفت خير است ، چرا دستهايت مانند پير مىلرزد و رنگ رخسارت پريده است ؟ حادثه چيست وچرا گريختهاى ؟ آن شخص جواب داد براى پادشاه ستم كارى ماموران به راه افتاده وخر مىگيرند . صاحب خانه گفت اى عمو ، خودت مىگويى خر مىگيرند ، تو كه خر نيستى چرا اين همه در اندوه واضطراب فرو رفتهاى ؟ آن شخص جواب داد از بس كه ماموران جدى و با حرارتند اگر مرا به جاى خر بگيرند جاى تعجب نيست . به طورى در خر گيرى جديت مىورزند كه قدرت تمييز وتشخيص را از دست داده‌اند . وقتى كه اشخاص فاقد تمييز سرورى كنند ، صاحب خر را به جاى خر خواهند گرفت . اما مولاى حقيقى ما داراى علم وتمييز است و هيچ كس را بىهوده نمىگيرد او شنوا وبىنوا وتمييز مطلق در اختيار اوست ، تو آدم باش و از خر گيران بيمى به خود راه مده ، تو كهاى عيساى دوران ، خر نيستى ، هراسى از خر گيرى نداشته باش تو كه از نور خويش چرخ چهارم را هم روشن ساختهاى ، منزل وماواى تو آخور خران نخواهد بود . اگر امروز در آخور جهان ماده از روى مصلحت گرفتار شدهاى بيمى به خود راه مده ، زيرا تو برتر از چرخ واختران سپهر لاجوردين مىباشى . اين قاعده كلى را فراموش مكن كه -